بزرگانعکس نوشتهمولانا

عکس نوشته مولانا + اشعار

عکس نوشته مولانا

با سری جدید عکس نوشته های بزرگان با عنوان عکس نوشته مولانا و شعر مولانا همراه ویکی ناب باشید.

عکس نوشته مولانا

گر هزاران دام باشد در قدم

چون تو با مایی نباشد هیچ غم

عکس نوشته مولانا

عکس نوشته اسم سوگند

مرا پرسی که چونی؟

خرابم،بیخودم

مست جنونم

عکس نوشته مولانا

هر چه به جز خيالِ او

قصد حريمِ دل كند

در نگشايمش به رو

از درِ دل، برانمش

عکس نوشته مولانا

نه دامیست

نه زنجیر

همه بسته چراییم؟

عکس نوشته مولانا

ای مونسِ روزگار چونی بی من

ای همدمِ غمگسار چونی بی من

من با رُخِ چون خزان خرابم بی تو

تو با رُخِ چون بهار چونی بی من

عکس نوشته مولانا

عکس نوشته شعرهای مولانا

تو نفس نفس بر این دل

هوسی دگر گُماری

چه خوش است این صبوری

چه کنم نمی‌گذاری

عکس نوشته مولانا

شب رفت و حديث ما به پايان نرسيد

شب را چه گُنه ، حديث ما بود دراز

عکس نوشته مولانا

آنچنان جای گرفتی تو

به چشم و دل من

که به خوبان دوعالم

نظری نیست مرا

عکس نوشته مولانا

دنیا همه هیچ و اهل دنیا همه هیچ

ای هیچ برای هیچ بر هیچ مپیچ

دانی که پس از عمر چه ماند باقی؟

مهر است و محبت است

و باقی همه هیچ

عکس نوشته مولانا

عکس نوشته مولانا

هر كس هوس سخن فروشي داند

من بنده آنم كه خموشي داند

عکس نوشته مولانا

در کویِ خرابات نگاری دیدم

عشقش به هزار جان و دل بخریدم

بویی ز سر دو زلف او بشنیدم

دستِ طمع از هر دو جهان ببریدم

عکس نوشته مولانا

پرستش به مستیست در کیش مهر

برون اند زین حلقه هوشیارها

عکس نوشته مولانا

نور دو دیده منی

دور مشو ز چشم من

شعله سینه منی

کم مکن از شرار من

عکس نوشته مولانا

به زبان شاعرانه،

به علوم ماورایی،

به چه منطقی بگویم؟!

که برای من خدایی

عکس نوشته مولانا

شعر مولانا

جان به کف، خنده به لَب، شعله به دل، شور به سر؛

جان فدا در رهِ جانانه‌ عشقیم هنوز

عکس نوشته مولانا

باز فرو ريخت عشق

از در و ديوار من

عکس نوشته مولانا

تا نشوی مست خدا، غم نشود از تو جدا

تا نشوی خاک درش، در نگشاید به رضا

عکس نوشته مولانا

ساعتی میزانِ آنی

ساعتی موزون این

بعد ازین میزانِ خود شو

تا شَوی موزونِ خویش

عکس نوشته مولانا

او به آزارِ دلِ ما

هر چه خواهد آن کند

ما به فرمان دلِ او

هر چه گوید آن کنیم

عکس نوشته مولانا

گفتی بیا

گفتم کجا؟

گفتی میانِ جانِ ما

عکس نوشته مولانا

چو تو پنهان شوی از من

همه تاریکی و کفرم

ملامت نیست چون مستم تو کردی

بازم رهان، بازم رهان

کاینجا به زنهار آمدم

از تو هستیم ما‌ اگر هستیم

نثارِ خاکِ تو خواهم به هر دمی دل و جان

که خاک بر سرِ جانی که خاکِ پای تو نیست

آن شه موزون جهان

عاشق موزون طلبد

دست و دل ما هرچه تهی تر

خوش تر

کم مباد از خانه دل پای تو

5/5 (1 نظر)

نوشته های مشابه

‫3 دیدگاه ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا