بزرگانحسین پناهیعکس نوشته

عکس نوشته حسین پناهی + اشعار

عکس نوشته حسین پناهی

با سری جدید عکس نوشته بزرگان با عنوان عکس نوشته حسین پناهی و شعر کوتاه و اشعار و سخنان و جملات ناب و دلنوشته و متن همراه ویکی ناب باشید.

عکس نوشته حسین پناهی

شعر حسین پناهی

ﭼﻪ ﺍﻭﻗﺎﺕ ﺳﺨﺘﯽ ﮐﻪ ﺑﺮ ﻣﻦ ﮔﺬﺷﺖ

ﮔﻮﺍﻩِ ﺩﻝِ ﺭﯾﺶِ ﻣﻦ ﻣﺎﻩ ﺑﻮﺩ

ﺩﻣﯽ ﺷﮏ ﻧﮑﺮﺩﯾﻢ ﺑﻪ ﺷﺎﻫﺮﺍﻩ ﻫﺎ ﺩﺭﯾﻐﺎ

ﺩﺭﯾﻐﺎ ﮐﻪ ﺑﯿﺮﺍﻫﻪ ﻫﺎ ﺭﺍﻩ ﺑﻮﺩ

عکس نوشته حسین پناهی

سخنان حسین پناهی

ما به گنجشک‌ها محتاجیم

گنجشک‌ها به گندم

گندم به…

همین که همنوعان خود را نمی‌خوریم

جای شکرش باقی ‌ست

عکس نوشته حسین پناهی

متن حسین پناهی

از آجیل سفره عید

چند پسته لال مانده است

انها که لب گشودند؛ خورده شدند

انها که لال ماندن؛ می شکنند

دندانساز راست میگفت:

پسته لال؛ سکوتش دندان شکن است

عکس نوشته حسین پناهی

عکس نوشته حسین پناهی

پايانى براى قصه ها نيست

نه بره ها گرگ ميشوند، نه گرگها سير

خسته ام از جنس قلابى آدمها

دار ميزنم خاطرات كسى را كه مرا آزرده

حالم خوب است، اما گذشته ام درد ميكند

عکس نوشته حسین پناهی

دلنوشته حسین پناهی

این آینده کدام بود که بهترین روزهای عمر را حرام دیدارش کردم

عکس نوشته حسین پناهی

عکس نوشته اخوان ثالث

ﻣﻦ ﻭ ﺗﻮ ﺩﻭ ﺭﯾﻠﯿﻢ

ﮐﻪ ﻗﻄﺎﺭِ ﭘﺮ ﺍﺯ ﭘﻮﮐﻪ ﯼ ﻋﻤﺮ ﺭﺍ

ﺍﺯ ﻫﯿﭻ ﺑﻪ ﻫﯿﭻ ﻣﯽ ﺭﺳﺎﻧﯿﻢ

ﻭ ﺯﻣﯿﻦ ﺳﺮﮔﺮﺩﺍﻧﯽ ﻣﺎ ﺭﺍ ﭘﯿﻮﺳﺘﻪ ﺗﮑﺮﺍر ﻣﯽ ﮐﻨﺪ

عکس نوشته حسین پناهی

بر گونه‌ راستم اشک

بر گونه‌ی چپم خون می‌گریم

می‌گریم بر هر چه که نارواست

عکس نوشته حسین پناهی

و ما به دست خودمان

ابرهای مسموم می‌سازیم

و به دور از چشم خورشید

در سایه‌ باران ‌های مسمومش

همه چیز را مغشوش می‌کنیم

عکس نوشته حسین پناهی

چه مهمانانی بی دردسری هستند مردگان

نه به دستی ظرفی را چرک میکنند

نه به حرفی دلی را آلوده

تنها به شمعی قانع اند و اندکی سکوت

عکس نوشته حسین پناهی

عکس پروفایل بزرگان

چرا به بت های مرده سنگ بزنم وقتی بت های زنده فراوانند

عکس نوشته حسین پناهی

سنگِ معلّقِ هم‌ راه!

در این سقوطِ بی ‌انتها

مَدارم خواهی شد آیا

تا عمری به دور تو بچرخم؟

جاذبه از تو دافعه از من

عکس نوشته حسین پناهی

و رسالت من این خواهد بود

تا دو استکان چای داغ را

از میان دویست جنگ خونین

به سلامت بگذرانم

تا در شبی بارانی

آنها را با خدای خویش

چشم در چشم هم نوش کنیم

عکس نوشته حسین پناهی

به ‌جز حضور تو،

هيچ‌ چيز اين جهان بيكرانه را جدي نگرفته‌ام،

حتّي عشق را

عکس نوشته حسین پناهی

به زودی  همه در زیر خاک خواهیم خفت

خاکی که به هم مجال ندادیم

دمی و درنگی بر روی آن بیاساییم

عکس نوشته حسین پناهی

عکس نوشته حسین پناهی

ما سم ِ مار را با پادزهر خنثی می کنیم

اما سم ِ کلمات را چه گونه؟

نمی دانم!

حالم خوب نیست!

عکس نوشته حسین پناهی

جالب است

ثبت احوال همه چیز را در شناسنامه ام نوشته است

به جز احوالم

جـرم ما دهاتی‌ ها هیچوقت ثابت نمی‌شود

چون رنج کارگری، آثار انگشتانمان را سائیده است

به خدا گفتم : بیا جهان را قسمت کنیم

آسمون واسه من ابراش واسه تو

دریا مال من موجش واسه تو

ماه مال من خورشید مال تو

خدا خندید و گفت: بندگی کن

همه دنیا مال تو، من هم مال تو

ترس از مردن، دیدن دوباره آدم های این دنیاس‌

دنیا را بغل گرفتیم گفتند امن است

هیچ کاری با ما ندارد، خوابمان برد

بیدار که شدیم دیدیم آبستن تمام دردهایش شده ایم‌‌‌

در انتهای هر سفر در آینه

دار و ندار خویش را مرور می‌کنم

5/5

نوشته های مشابه

‫2 نظرها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا