عکس نوشته نیما یوشیج با اشعار زیبا و دلنشین

1

عکس نوشته نیما یوشیج

با سری جدید عکس نوشته های بزرگان با عنوان عکس نوشته و شعر عاشقانه نیما یوشیج همراه ویکی ناب باشید.

عکس نوشته نیما یوشیج

‏آدمی تنهاست با دردی که دارد

عکس نوشته نیما یوشیج

تو مرا خواهی و من نیز تو را

این چه کبر و چه شوخی و چه نازی ست ؟

به دو پا رانی از دست خوانی با من

آیا تو را قصد بازی است ؟

شعر کوتاه از نیما یوشیج

عکس نوشته نیما یوشیج

یادت روشنم می دارد

عکس نوشته نیما یوشیج

در درون شهر کوران

درد ها دارم زِ بینایی

عکس نوشته نیما یوشیج

ببین کوه‌ها را چقدر آسوده ایستاده‌اند.

ابرها را که چطور بدون دنباله ناپدید میشوند.

هیچ موجودی مثل انسان،

بدبختی را به انواع وسائل برای خودش تهیه نمیکند

عکس نوشته نیما یوشیج

ﮐﺎﺵ ﺗﺎ ﺩﻝ ﻣﯿﮕﺮﻓﺖ ﻭ ﻣﯿﺸﮑﺴﺖ

ﺩﻭﺳﺖ ﻣﯽ ﺁﻣﺪ ﮐﻨﺎﺭﺵ ﻣﯽ ﻧﺸﺴﺖ

ﮐﺎﺵ ﻣﯿﺸﺪ ﺭﻭﯼ ﻫﺮ ﺭﻧﮕﯿﻦ ﮐﻤﺎﻥ

ﻣﯽ ﻧﻮﺷﺘﻢ ﻣﻬﺮﺑﺎﻥ ﺑﺎ ﻣﻦ ﺑﻤﺎﻥ

شعر های عاشقانه نیما یوشیج

عکس نوشته نیما یوشیج

نگران فردا نباش

از گندمزار من و تو

مشتی کاه میماند

برای باده

عکس نوشته نیما یوشیج

خانه‌ ام ابری‌ ست اما

ابر بارانش گرفته

در خیال روزهای روشنم

کز دست رفتندم

عکس نوشته نیما یوشیج

من درمیان قبایلی زندگی کردم که؛

کلمات مرد و مردانگی در گوشم بود …

بعد در شهر زندگی کردم که…

رفقای من نه مرد بودند

و نه مردانگی داشتند

عکس نوشته نیما یوشیج

عکس نوشته غمگین

بیشتر بخوانید

عکس نوشته حال دلم + متن

عکس نوشته برو + متن غمگین

عکس نوشته باور + متن

عکس نوشته تیکه دار + متن غمگین

گرم یاد اوری یا نه،من از یادت نمی کاهم

تورا من چشم،درراهم

عکس نوشته نیما یوشیج

کسی ‌سوال‌ می‌کند، به خاطر چه زنده‌ای…؟

و من برای زندگی تو را بهانه می‌کنم

عکس نوشته نیما یوشیج

کی خبر مرا به تو می آوَرَد؟

نسیم خنکی که موهایت را تکان می دهد صدای من است

بارها از تو می گذرد و تو او را نخواهی شناخت

عکس نوشته نیما یوشیج

دیدمش گفتم منم، نشناخت او

عکس نوشته نیما یوشیج

به تو که میرسم مکث میکنم

انگار در زیبایی ات چیزی جا گذاشته ام

مثلا در صدایت آرامش یا در چشم هایت زندگی

عکس نوشته نیما یوشیج

‏نه بخت بد مراست سامان

و ای شب نه توراست هیچ پایان

عکس نوشته نیما یوشیج

عکس پروفایل نیما یوشیج

اگر زندگانی برای باور کردن و دوست داشتن است،

من ‌مدتها باور کرده ام و دوست داشته ام.

مدتها راست گفته ام و دروغ شنیده ام!

حال دیگر بس است

عکس نوشته نیما یوشیج

تو را من چشم در راهم

تو را من چشم در راهم شباهنگام

که می گیرند در شاخ تلاجن سایه ها رنگ سیاهی

وزان دل خستگانت راست اندوهی فراهم

تو را من چشم در راهم

عکس نوشته مرغ آمین

عکس نوشته نیما یوشیج

نیما یوشیج : درد آلودی ست، که اواره بماند

رفته، تا انسوی این بیداد خانه

بازگشته رغبتش دیگر زرنجوری، نه سوی آب و دانه

نوبت روز گشایش را، در پی چاره بماند

از کجا شروع کنم؟

دلتنگی را به چه طریق می‌توان جمع کرد؟

من این راه را بلد نیستم

برای خانه ‌ای که تو نیستی

در اضافیست، پنجره اضافیست

برای این خانه، یک گوشه‌ دنج کافیست

آه! دیری است کاین قصه گویند

از بر شاخه مرغی پریده

مانده بر جای از او آشیانه

1 نظر
  1. Nafas می گوید

    فوق العاده دلنشین بود👌👌👌

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.